چشم به ژنو
بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که به نظر میرسد فضای بازار تحت تأثیر سه رویداد مهم بود که هر یک فضای بازار را جداگانه تحت تأثیر قرار میدادند. البته جو بازار امروز، جو خوبی بود. رویداد مهم اول که تقریباً بر همگان روشن است، مذاکرات پیش روی ژنو است.
به گزارش آوای آگاه؛ بازار امروز با سبزپوشی 73 درصدی نمادها و ارزش 1.5 همتی صفوف خرید به کارش خاتمه داد. نماگرها نیز بر مدار صعودی باقی ماندند و در پایان شاخص کل با رشد حدود 25 هزار واحدی در ارتفاع 3,847,551 متوقف شد. شاخص هموزن نیز با افزایش ارتفاع 7400 واحدی تا سطح 984,230 پیشروی کرد.
فملی، وغدیر و فولاد بیشترین تأثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و فارس، وپاسار و میدکو بیشترین تلاش را در جهت سرخپوشی شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تأثیر مثبت نمادهای کگهر، شرانل و ارفع، با رشد 141 واحدی همراه شد و در ارتفاع 29 هزار و 255 واحد متوقف شد. آریان و بپاس نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
حقیقیها امروز حدود 200 میلیارد تومان پول وارد بازار کردند و ارزش معاملات خرد به حدود 7 همت رسید.
ترینهای معاملات بورس
سه صنعت شیمیاییها، فلزات اساسیها و بانکیها بیشترین ارزش معاملات را داشتند و سه صنعت خودرو، بانک و فلزات میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. امروز نمادهای خساپا، خودرو و وبملت بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز دو گروه سرمایهگذاری و هلدینگها بیشترین پول را از سوی حقیقیها جذب کردند و در مقابل فرآوردههای نفتی و فلزات اساسی با بیشترین رقم خروج نقدینگیهای خرد مواجه شدند. نمادهای اهرم، وغدیر و وسپه بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای نارنجاهرم و فولاد بیش از همه در حمایت حقوقیها بود.
و اما بازار امروز
بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که به نظر میرسد فضای بازار تحت تأثیر سه رویداد مهم بود که هر یک فضای بازار را جداگانه تحت تأثیر قرار میدادند. البته جو بازار امروز، جو خوبی بود. رویداد مهم اول که تقریباً بر همگان روشن است، مذاکرات پیش روی ژنو است که در حالی که ما با هم صحبت میکنیم، این مذاکرات هم در حال برگزاری بوده و هنوز نتایج آن مشخص نشده است. امروز کمی مفصلتر در مورد این موضوع صحبت خواهیم کرد. به نظر بخش مهمی از بازار با توجه به اظهارنظرهای صبح ترامپ و همچنین تجهیز دوباره منطقه و گسیل تجهیزات و هواپیماها، به این مذاکرات نگاه ویژهای دارد. امروز در مورد برخی از سناریوهای آن صحبت خواهیم کرد، اما اتفاق دوم که بخشی از سهامداران را از دیشب تا به امروز درگیر و مشوش کرد، بحث نرخ گاز بود.
بسیاری، مدل بازار در ریزش و فروش از روزهای قبل و تاریخ نامه و مواردی از این دست را شبیه آن رویداد کذایی اردیبهشت میدانند، اما معتقدیم این موضوع نیست؛ در عین اینکه موضوع مهمی بود و اثرات روانی بسیار کوچکی در بازار داشت، اما غیرقابل پیشبینی و غیرمنتظره نبود و بازار باید آنقدر پویا و قوی باشد که دیگر به این موارد وزن ندهد. نرخ خوراک گاز از 11300 در آذرماه به 18900 در دی ماه رسیده است. البته احتمالاً در ماههای بهمن و اسفندماه نیز بیشتر خواهد شد. در آذرماه، میانگین نرخ ارز محاسباتی 75000 تومان بوده و در دی ماه به 125000 تومان رسیده است؛ یعنی نرخ خوراک متناظر با نرخ ارز رشد کرده است. قاعدتاً هیچکس انتظار ندارد که دولت همچنان نرخ قبلی 75000 تومان را لحاظ کند و این محاسبات منطقی در نرخ گاز است و همانطور که سمت فروش آنها را بالا میبرد، در بهای تمامشده نیز مؤثر بوده و نکته مهم، حفظ حاشیه سود شرکتهاست. از همین رو معتقدیم این افزایش کاملاً طبیعی، منطقی و قابل انتظار بود و در ماههای بهمن و اسفند نیز احتمالاً با توجه به صعودی بودن نرخ ارز، این نرخها افزایش مییابد. در مورد این موضوع نیز مفصل صحبت خواهیم کرد، ولی به نظر نگرانی بازار در مورد اثر نرخ خوراک، نگرانی چندان قوی و بهانه خوبی برای منفی شدن نبوده و نیست و اثر روانی آن هم طی دو سه روز آینده و یا حتی زودتر تخلیه خواهد شد.
موضوع سوم، موضوع مهم فضای نرخ ارز و ارزندگی و شرایط خاص تقاضای برخی حقوقیها در بازار بود که دیروز به آن اشاره کردیم و رد پای برخی از حقوقیها، دیروز و امروز در معاملات بارزتر و روشنتر به چشم میخورد. هنوز نمیتوانیم در مورد این موضوع با قطعیت صحبت کنیم، اما به نظر میرسد نشانهها و اشارههایی از تغییر فاز جریان پول برای خرید در بازار دیده میشود که آثار آن در بازار میتواند بسیار متفاوت باشد و مقدمه حرکت جریان پول قویتری به بازار شود. قطعاً ما هم این موضوع را دنبال میکنیم و در روزهای آتی رد پای این جریان پول را در بازار بررسی خواهیم کرد، ولی بدانیم که موضع بخشی از جریان پول حداقل در این چند روز با هفتههای قبل متفاوت بوده است. اما آنچه به نظر نبض بازار و سرنوشت کوتاهمدت و میانمدت آن را در دست گرفته، چیزی جز تحولات سیاسی و مذاکرات پیش رو نیست. به نظر با توجه به تغییر شرایط و تغییر فاز، با سه سناریو مواجه خواهیم بود که احتمالاً در ساعات آتی و یا در آخر هفته برای بازار روشن میشود و گارد بازار نسبت به این تحولات مشخص خواهد شد. اول اینکه طرف ایرانی از مذاکرات بیرون میآید و میگوید خوب و سازنده بود، اما مهم آن چیزی است که طرف مقابل به ما میگوید و وزنی است که آنها به نتیجه مذاکرات میدهند؛ بهخصوص اینکه ترامپ گفته غیرمستقیم در مذاکرات هستم. واکنش بازار به این موارد را نیز میتوان در قالب همین سه سناریو بیان کرد. البته آنچه گفته میشود، تحلیل رویدادها و نتیجهگیری آن برای بازار است و اینکه همه چه میخواهند و نتیجه چه باشد و مردم چه میخواهند، بحث دیگری است. فعلاً در این گفتمان، بحث ما روی نتایج فضای فعلی و اثر آن در بازار است و قرار نیست آنچه در قلب و دل ما میگذرد را بهعنوان بیانیه سیاسی بخوانیم و صحبت کنیم.
از سه سناریوی ممکن، دو سناریو میتواند نتایج خوب و خوشایندی برای بازار داشته باشد و یک سناریو، سناریوی منفی خواهد بود و این را هم بگوییم که بسیار بعید است که در کوتاهمدت، طرفین نسبت به مذاکرات اظهار بدبینی کنند؛ نظیر آنچه در دورهای قبلی مذاکرات و مثلاً در ایتالیا رخ داد. بعید است چنین چیزی را شاهد باشیم، اما اگر این اتفاق رخ داد، یعنی سناریوی شکست مذاکرات از اظهارنظرهای طرفین بیرون آمد، به نظر طبیعی است که واکنش بازار منفی و بازارهای طلا و دلار مثبت باشد. وقوع این اتفاق با توجه به تحولات غیرمنطقی و غیرمحتمل هم نیست، اما گارد و گفتمان طرفین نشان میدهد خیلی تمایلی به این سمت ندارند، اما وقوع آن، چشمانداز جنگ و برخورد نظامی را بسیار نزدیک خواهد کرد. قطعاً بازار نمیتواند زیر این فشار روزهای جذابی داشته باشد. سناریوی دوم دقیقاً روبهروی این سناریو ایستاده و طرفین از آن اتاق بیرون آمده و هر دو یک جمله را میگویند که توافق کردیم و حتی بیانیه مشترک صادر خواهد شد و نشانههای آن نیز خیلی زود در گفتمان طرفین و کاهش آرایش نظامی به چشم خواهد آمد. به همان میزان که به سناریوی اول وزن بالایی نمیدهیم، دومی را هم خیلی محتمل نمیدانیم و حتی احتمال وقوع دومی را از اولی کمتر میدانیم و واکنش بازار هم در این موضوع طبیعتاً روشن و مشخص است و جریان رشد جدی را پیش میگیرد و عقبافتادگی چند وقت اخیر خود را به سرعت برق و باد جبران میکند. طبیعی است که بازارهای طلا و دلار هم روند کاهشی داشته باشند.
سناریو سوم نیز، تکرار آن چیزی است که در دور قبل مذاکرات گذشته است؛ یعنی طرفین دوباره همه چیز را به دور بعد موکول کنند و دوباره زمان بدهند و مجدداً سایه جنگ بیشتر شود. در این حالت، شاید بازار در کوتاهمدت یک اثر مثبت دریافت کند، از اینکه تنش بیشتر نشده، اما همچنان این حالت ابهام و بلاتکلیفی خود را حفظ میکند. البته جریان پول وقتی ببیند که با مذاکره جریان جنگ کنترل میشود، میتواند شجاعت بیشتری به خرج دهد. البته بر هیچکس پوشیده نیست که کماکان نظامیها بر این عقیدهاند که مذاکرات تلف کردن وقت است و طرف مقابل در حال تجهیز برای غافلگیری بیشتر است و این دیدگاه و موضوع در مغز و روح و جان برخی رخنه کرده و به هیچ شکل حاضر به حضور در بازار در این قیمتهای جذاب نیستند. از همین رو آن جدال همیشگی بین این دو طیف در این حالت سردرگمی وجود خواهد داشت و احتمال میدهیم این حالت سوم دوباره تکرار شود. فعلاً چارهای نداریم جز اینکه تماشا کنیم که چه اتفاقی به وقوع خواهد پیوست و ما چه واکنشی میتوانیم داشته باشیم. آنچه برای همه مهم بوده، این است که بدانیم در نقاطی قرار گرفتهایم که کوچکترین رویداد مثبت میتواند فضای شارپ و رالی زیبایی را برای بسیاری از سهمها به وجود آورد. البته بسیاری از چارتیستها معتقدند از نیمه دوم اسفندماه فضای بازار تغییر خواهد کرد و الگوهای اصلاح زمانی به پایان رسیده و مسیر جدیدی را طی خواهیم کرد. برخی از آنها نیز بر این عقیدهاند شاخص تا جایی نزدیک به 3.600 نزول میکند و یک برگشت عجیب و محکم را بعد از آن تجربه خواهد کرد.
در بخش دوم به سراغ موضوع نرخ خوراک خواهیم رفت. بسیاری از بدبینهای بازار به این جمعبندی و نتیجهگیری رسیدهاند که آنچه در روزهای گذشته در فشار فروش رخ داده، تقریباً اطلاع برخی از این نامه و جریانی شبیه ماجرای اردیبهشت کذایی بورس بوده، اما بر این عقیدهایم که کمی غیرمنطقی به این ماجرا نگاه میکنید. حقیقتاً موضوع آنقدر از بعد تحلیلی واضح و روشن است که نمیدانیم چطور بیان کنیم. بسیار طبیعی و قابل انتظار بود که همزمان با افزایش نرخ دلار به محدوده 130 و اعداد بیشتر و مبنای محاسبه قرار گرفتن این نرخ برای تسعیر و فروش بورس کالا و...، بهطور کلی تمام محاسبات روی این نرخ قرار گیرد. نمیدانیم کسی در بازار انتظار این را داشت که دولت با نرخ 75هزار تومان دلار را حساب کند؟ اگر اینطور باشد که فرقی بین ما و کسانی که رانت ارز ترجیحی میگرفتند، وجود ندارد. وقتی از یک سیستم درست قیمتگذاری و آزادسازی صحبت میکنیم، این هم جزئی از مفروضات و ملزومات آن است و همین حالا نیز میگوییم نه تنها گاز، بلکه برق هم این موضوع را تجربه خواهد کرد و بسیاری از نرخها با همین شرایط رشد میکنند.
نمیتوانیم این موضوع را یک طرفه و فقط در بعد فروش نگاه کنیم. این موضوعی نبود که از چشم تحلیلگران دور باشد. اکسل برخی از تحلیلگران را که مرور میکردیم، تماماً این اعداد لحاظ شده بود و موضوع غیرمنطقی و غیرقابل انتظاری نبود. البته این میان دو نکته وجود دارد که به نظر تمام بحث ما روی این دو نکته است؛ نکته اول، اصل ماجرای فرمول است. تمام حرف و بحث همه فعالان این است که این نرخ خوراک و فرمول که به هابهای اروپایی وابسته است، مبنای اشتباهی دارد و این باید اصلاح شود. دستور رئیس جمهور هم مبنی بر اصلاح این موضوع وجود دارد، اما بیپولی عقل را از تصمیمگیران گرفته و باعث شده این موضوع کماکان در گوشه گنجه خاک بخورد و دولت حاضر به اصلاح این نرخ نباشد. حال آنکه به وضوح میداند این نرخ ایرادات جدی داشته و مبنای درستی برای محاسبه ندارد. موضوع دوم که اتفاقاً موضوع کوچکی نیست، این است که تاریخ نامه به یک هفته قبل مربوط میشود و این چیزی است که نمیتوانیم از آن بگذریم. یک هفته نامه کجا بوده و در اختیار چه کسانی قرار داشته است؟ اگر دست شرکتها بوده که فاجعه است، ولی طبق پرسوجو به شرکتها نیز دیروز اعلام شده است و اگر در بروکراسی دولت خاک میخورده که اتفاق عجیبی هم نیست و باید این موضوع را مطرح کرد که چرا مواردی به این میزان مهم، هیچ مبنای درست و تاریخ رسمی و دقیقی ندارد. 30درصد بودجه کشور را این درآمدها شامل شده و اینطور اعلام میشود. به سهامدار بیچاره حق بدهید که وقتی چنین چیزهایی را میبیند، به شما بیاعتماد باشد. بار دیگر تکرار میکنیم آثار بنیادی این نامه از سوی تحلیلگران در نرخها و قیمتها لحاظ شده، اما آثار روانی آن احتمالاً چند روزی همراه بازار خواهد بود.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید