ترس و خنده

تصویر ترس و خنده

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که شدت مثبت‌های بازار نسبت به روز گذشته اندکی کمتر بود، اما همچنان فضای خوبی را در بازار شاهد بودیم.

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که حس تردید و ترس در بازار وجود داشت، ولی در نهایت بد نبود و با وجود تمام ترس‌ها، با لبی خندان خود را به خط پایان رساند. شدت مثبت‌های بازار نسبت به روز گذشته اندکی کمتر بود، اما همچنان فضای خوبی را در بازار شاهد بودیم. یک نکته در بطن بازار این روزها، به‌ویژه امروز، وجود دارد که فضای بازار را از آنچه در ذهن سهامداران است متمایز می‌کند.

امروز سعی می‌کنیم کمی درباره این موضوع صحبت کنیم؛ موضوعی که نگرانیِ به‌حق سهامداران است.

اولین موضوع، ترس از غافلگیری است. یکی از دلایل واضح و روشن اینکه بازار این روزها مانند گذشته با جدیت و قطعیت در سمت خرید حاضر نمی‌شود، ترس از غافلگیری، اتفاقات غیرمنتظره و عجیب است. ما با شخص عجیبی به نام ترامپ مواجه هستیم که هر لحظه ممکن است هر تصمیمی بگیرد و البته این طرف هم کم نمی‌آورد و نشان داده که تصمیمات ناگهانی را در دستور کار دارد. پس یکی از دلایلی که می‌بینید بازار با طول موج‌های بلند و صفوف خرید سنگین مواجه نیست، ترس از غافلگیری و اتفاقات ناگهانی است که ممکن است رخ دهد و دوباره سهم‌ها را زیر سایه خبرهای منفی سیاسی، منفی کند.

دلیل دیگر، عدم اطمینان است. این عدم اطمینان در دو حوزه در ذهن بازار رخنه کرده و ذهنیت سهامدار را با توجه به شرایط فعلی درگیر کرده است. یا اگر بخواهیم به زبان دیگری بیان کنیم، باورپذیری بازار نسبت به دو موضوعی که ذکر خواهد شد، کاهش یافته است. بازار دیگر مانند دوره بهار که رالی خوبی را تجربه کرد، آن اعتقاد و اعتماد را ندارد.

این باورپذیری در دو حوزه مشهود است؛ نخست، باورپذیری نسبت به فضای آرامش یا صلح فعلی و دوم، باورپذیری نسبت به تداوم گزارش‌ها و شرایط خوب بنیادی. در واقع، وقتی این دو حس تضعیف می‌شود، نتیجه آن را در کاهش طول موج‌های بازار و صفوف خرید می‌بینیم و مشاهده می‌کنیم که امروز تعداد نمادهای مثبت کمتر و جریان عرضه قوی‌تر بود.

البته نکته مهم این است که اگر قرار باشد چیزی تغییر کند، آن تغییر همین باورپذیری نسبت به اخبار و گزارش‌هاست.

خبرهای سیاسی باید با قطعیت و شدت بیشتری در بازار جولان بدهند؛ یعنی بازار باید به شکل قطعی‌تری نسبت به روند خبرهای سیاسی اطمینان پیدا کند. همین حالا که با هم صحبت می‌کنیم، نمی‌دانیم تکلیف چیست. بار قبل مذاکره‌ای انجام شد، تفاهم‌نامه‌ای امضا شد و همین شرایط باعث شد بازار اطمینان خوبی نسبت به فضا پیدا کند. اما در حال حاضر نه صحبت از قرارداد و تفاهم‌نامه جدید است و نه مذاکره‌ای جدید؛ فعلاً طرفین فقط از راه دور با هم صحبت می‌کنند. تنها موضوع این است که فتیله جنگ و حملات شبانه کاهش یافته و متوقف شده است.

این را فراموش نکنید که به محض اولین شلیک شبانه میان طرفین، دوباره این خوش‌بینی ایجادشده در بازار فروکش می‌کند و بخشی از دلیل بدبینی بازار نیز همین است که با قدرت و جدیت سهم نمی‌خرد. جنگ‌های شبانه‌ای که برای بازار به عادت تبدیل شده بود، با آغاز دوباره خود پالس منفی ارسال می‌کند. به هر حال، صلح فعلی صلحی شکننده و ناپایدار است؛ هرچند فعلاً می‌تواند جو بازار را حفظ کند، اما توان ایجاد یک موج جدید، طولانی و قدرتمند را ندارد.

در مورد گزارش‌ها نیز باید گفت که به نظر می‌رسد بازار در این بخش در حال اشتباه است. یک نکته را بگوییم و بعدها مفصل‌تر درباره آن صحبت کنیم. نکته اصلی این است که همه ما طی این مدت با گوشت و پوست خود تورم را لمس کرده‌ایم. وارد مغازه و فروشگاه شده‌ایم و دو تا سه برابر شدن قیمت‌ها را هنگام کارت کشیدن احساس کرده‌ایم.

اما وقتی پای گزارش‌ها و آثار مالی شرکت‌هایی که همین کالاها را تولید کرده‌اند به میان می‌آید، با حس تردید به ماجرا نگاه می‌کنیم. البته ممکن است مقدار فروش کاهش پیدا کرده باشد یا حاشیه سود دستخوش تغییر شده باشد، اما بر هیچ‌کس پوشیده نیست که کیک فروش شرکت‌ها بزرگ‌تر شده است و اگر این کیک فروش با حفظ حاشیه سود همراه شود، جریان سودآوری نیز بزرگ‌تر خواهد شد. این همان چیزی است که هنوز بازار به آن باور ندارد. برای همین دیروز نوشتیم که اگر واقعاً اعداد فعلی گزارش‌های میان‌دوره‌ای تکرار شود، بازار در قیمت‌های فعلی خنده‌دار است.

در جمع‌بندی موارد بالا به این نکته می‌رسیم که آنچه می‌تواند همه چیز را روشن کند، گذر زمان و انتشار گزارش‌های ماهانه قدرتمندتر و همچنین محکم‌تر شدن جای پای صلح، تفاهم و توافق است. در این صورت، قدرت مانور و تقاضا نیز در بازار افزایش خواهد یافت.

متأسفانه در حال حاضر باید اذعان داشت که بازار، با وجود اینکه جو خوبی دارد و از آن فاز منفی خارج شده، هنوز با قدرت گام برنمی‌دارد و با استحکام رالی بهار پیش نمی‌رود. البته خود ما نیز چندی پیش اذعان داشتیم که دوره شیدایی بازار به پایان رسیده است، اما این دوره می‌تواند با یک صلح پایدارتر و قطعی‌تر دوباره آغاز شود.

این بدان معنا نیست که در بازار حاضر نباشیم و فعالیت نکنیم؛ خیر، فرصت‌های خوبی برای کوچک و بزرگ بازار فراهم شده تا از شرایط فعلی استفاده کنند. باز هم اینجا به روحیه شما برمی‌گردد؛ یکی مدام دل‌نگران است و اگر سهام‌دار باشد شب‌ها خوابش نمی‌برد. به نظر می‌رسد بهتر است در حق خودش ظلم نکند و سراغ اوراق و طلا برود.

اما اگر قرار است برای پذیرش ریسک پاداش بگیرید، همچنان مهم‌ترین توصیه ما این است که با دقت گزارش‌های کدال را بررسی کنید و در خرید چنین گزینه‌هایی فعال باشید؛ چراکه تجربه این مدت نشان داده حتی زیر بمب و موشک هم آن‌هایی که کدال قوی‌تر و برتری داشتند، بازدهی خوبی دادند.

گذر زمان همه چیز را روشن‌تر، شفاف‌تر و قطعی‌تر خواهد کرد، اما این نکته را گوشه ذهن خود داشته باشید که قیمت‌های امروز، پاداش کسانی است که ریسک می‌کنند و ممکن است قیمت‌های یک ماه، دو هفته یا سه هفته بعد دیگر این نباشد. با روشن‌تر شدن شرایط، قطعاً ریسک کمتر و بازده مورد انتظار نیز کمتر خواهد شد و قدرت مانور شما هم کاهش می‌یابد.

اما به هر حال این انتخاب شماست. توصیه ما این است که فعلاً راهی جز ماندن در بازار و کار کردن با شرکت‌هایی که کدال، آینده و سودآوری خوبی دارند، وجود ندارد. البته ریسک این کار هم همین است که ممکن است حتی همین لحظه که با هم صحبت می‌کنیم، همه چیز تغییر کند.

تمام شیرینی و جذابیت بازار همین عدم‌قطعیت‌هاست. همین موضوع ما را پیر کرده و کار را سخت، اما اگر انتظار بازدهی شیرینی از دل این شرایط دارید، این بازدهی زمانی حاصل می‌شود که بتوان با کمک کدال، گزینه‌های مطمئن‌تری را انتخاب کرد.

و این نکته را نیز در پایان اضافه کنیم؛ هنوز بیش از ۱۰۰ شرکت در بازار وجود دارد که با این دیتا، این فکت، این فروش، سودسازی و حاشیه سود، پی‌به‌ای زیر ۴ دارند و چشم‌انداز خوبی پیش روی آن‌هاست. وقتی این تعداد شرکت وجود دارد، حتماً اعداد می‌تواند بیشتر هم باشد. بازار هنوز پر از فرصت‌های ناب و بکر است و اگر قرار بود همه چیز روشن، شفاف و مشخص باشد، اساساً ریسک کردن و بازار معنایی نداشت.

و اما امروز از موضوعی صحبت می‌کنیم که نقش مهمی در فراز و فرودهای اقتصاد ایران داشته و آن هم نرخ انرژی است. اما ماجرای بنزین، ماجرای دیگری است. قبل از هر چیز دو نکته را در ذهن داشته باشید.

اول اینکه افزایش قیمت بنزین ربطی به سودسازی پالایشی‌ها ندارد و فقط شاید کمی جریان وجوه نقد شرکت ملی پالایش و پخش را تقویت کند که پالایشی‌ها نیز اندکی منتفع شوند؛ البته همین هم بعید است.

دوم اینکه بازار همواره از افزایش قیمت بنزین پالس‌های مثبت گرفته است، چراکه به‌تدریج تورم ناشی از آن در دلار، سپس کالاها و در نهایت جریان سودسازی شرکت‌ها نمایان شده است؛ اما فعلاً از این منظر هم به ماجرا نگاه نمی‌کنیم.

دو بحث در اینجا مطرح می‌شود. بحث اول اینکه افزایش قیمت بنزین به کاهش کسری بودجه دولت کمک خواهد کرد و شاید، تأکید می‌کنیم شاید، تا حدودی نیاز به انتشار اوراق را کاهش داده و اوضاع را کمی کنترل کند. کنترل انتشار اوراق یعنی کاهش آرام نرخ بهره؛ هرچند اگر قرار باشد فعلاً بر همین مدار حرکت کنیم، بعید است چنین اتفاقی را شاهد باشیم.

یک نکته را نیز همین‌جا داخل پرانتز عرض کنیم که از صحبت‌های دیروز هم برداشت شده بود. برخی می‌گفتند اگر نرخ بهره قرار است ۴۰ یا ۵۰ درصد باشد، اصلاً پی‌به‌ای بالای ۲ معنایی ندارد؛ چرا باید در بازار باشیم؟ ببینید عزیزان، شما دارایی مبتنی بر شرایط روز را می‌خرید؛ دارایی‌ای که با نرخ ارز ممکن است نوسان کند و البته جریان منفی هم داشته باشد، اما همین دارایی می‌تواند با توجه به تورم فعلی، اعداد بالاتری را در سود، فروش و قیمت محقق کند. در مقابل، اوراق با بازدهی مشخص و معین همیشه پیش روی شماست. حالا بسته به دیدگاه شما، اگر با بازدهی ۴۰ درصدی قانع هستید و تورم ۶۰ درصدی هم آزارتان نمی‌دهد، بسم‌الله؛ حرفی نیست. اما هنر هر معامله‌گر مالی این است که به سهم‌ها و شرکت‌هایی چنگ بزند که علاوه بر پوشش این سود، بازدهی بیشتری نیز نصیب او کنند. البته نرخ بهره ۴۰ درصدی، قدرت مانور بازار را کاهش خواهد داد و دیگر به‌راحتی نمی‌توان پی‌به‌ای ۶ را برای بازار توجیه کرد. این را هم گوشه ذهن خود داشته باشید.

اما به بحث بنزین برگردیم؛ در بحث بنزین، این یک بُعد ماجراست؛ اما بُعد دوم که کمتر به آن توجه می‌شود و حالا در اخبار پررنگ‌تر شده، کاهش نسبی تولید بنزین است که کشور را به سمتی سوق داده که ناچاریم با افزایش قیمت به سراغ جبران آن برویم. این موضوع خطرناک است، اما شاید مصداق همان «عدو شود سبب خیر» باشد و افزایش قیمت بنزین، کم‌کم باعث شود دولت بدون ترس به سمت حل این بحران حرکت کند.

از همین رو، خبر بنزین خبر مهمی برای بازار است، اما درجه اهمیت آن نسبت به گذشته کمتر شده است. در واقع، حالا بازار و دولت آن‌قدر مسئله و گرفتاری دارند که این موضوع در میان آن‌ها گم شده است. یا بهتر بگوییم، حل مشکل بنزین دیگر فقط بحث اوراق و کاهش کسری بودجه نیست؛ اتفاقی است که از جنگ و آثار آن حاصل شده و چاره‌ای جز آن وجود ندارد و شاید توفیق اجباری برای بازار و اقتصاد ما باشد.

فقط امیدواریم در ابتدای پاییز و زمستان، گاز سرنوشتی شبیه بنزین پیدا نکند؛ چراکه در آن صورت، واکنش بازار دیگر مانند امروز نخواهد بود.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید