قفل سبز

تصویر قفل سبز

بازار امروز از همان ابتدا با برتری تقاضا دنبال شد و در حالی به خط پایان رسید که 96 درصد نمادها سبزپوش و خریداران برای 652 نماد تشکیل صفوف خریدی به ارزش 17 همت داده بودند.

در پایان معاملات امروز شاخص کل با رشد بیش از 123 هزار واحدی همراه شد و در ارتفاع 5,277,338 قرار گرفت. در این روز حقیقی‌‌ها بالغ بر 5.7 همت پول به بازار تزریق کردند و ارزش معاملات خرد از 19 همت عبور کرد.

بیشترین مقدار پول به نمادهای فملی، وبملت و وتجارت تزریق شد و نمادهای تکنو، وخاور و کهمدا بیشترین حمایت را از سوی حقوقی‌ها داشتند.

photo_2026-08-03_19-10-05.jpg

 

و اما بازار امروز...

کلید سبز سیاست امروز بازار را قفل کرد و همه در صفوف خرید، فشرده و پشت‌سرهم، حاضر بودند و یک روز خاص، جالب و جدی را رقم زدند. روزی که تعطیلی‌های پی‌درپی را هم داشت و جو اخبار هم مبهم است، ولی بازار به حرف طرفین وزن داد و امروز قاطعانه در صفوف خرید حاضر بود.

امروز بازار سرمایه در حالی کار خود را پیش برد که مثبت بود، خوب هم معامله می‌شد و آن ابهام و گیجی دیروز را نداشت. اعلام روز دوشنبه برای مذاکره از سوی ترامپ کمی خیال‌ها را راحت کرده بود.

امروز خیلی‌ها منتظر عرضه بازار بودند و بسیاری برای این اتفاق در بازار دلایل مهمی را مطرح می‌کنند؛ از جمله اینکه ترس از تحولات ناگهانی، فضای بازار را به سمت احتیاط می‌برد و این موضوع باعث خواهد شد که شاهد رفتار محافظه‌کارانه از سوی سهامداران باشیم. البته با توجه به دیوانگی‌های طرف مقابل و غیرقابل‌پیش‌بینی بودن طرف ایرانی، این موضوع برای اهالی بازار سرمایه طبیعی بود، ولی واکنش بازار امروز چیز دیگری بود... بسیار بسیار شجاعانه و قوی به دل خرید زد.

آخرین باری که سهامداران دل به تعطیلات طولانی دادند، کشتی‌ها زده شد و کار حسابی گره خورد.

برخی دیگر هم دلیل دومی را برای این فروکش کردن هیجان بیان می‌کنند و آن هم عدم قطعیت اتفاقات است؛ یعنی به‌جد معتقدند هنوز چیزی نشده که ما بخواهیم به آن وزن بدهیم و بر اساس آن میل به خرید را افزایش دهیم...

اما بیاییم ببینیم در واقعیت چه می‌گذرد و چه تحلیلی می‌توان از این شرایط داشت. اگر به خاطر داشته باشید، روزهای گذشته ۴ سناریو در حوزه سیاسی بیان کردیم.

سناریوی اول و محتمل این روزها در مورد بازار مطرح می‌شود؛ همان چیزی است که این ساعات و این روزها شاهد آن هستیم؛ یعنی کاهش تهدید، عدم جنگ، مذاکره، آتش‌بس، قرار دور بعدی مذاکره و دوباره مسیری که پیش می‌رود. البته تا نقطه رسیدن به تفاهم هنوز خیلی فاصله داریم. در این سناریو، بازار آن‌قدر تحولات منفی را برای خود پیش‌خور کرده که رسیدن خبرهای این‌چنینی برای او یک اقدام مثبت تلقی می‌شود. به طور کلی، بازار جنگ، آسیب به زیرساخت‌ها و زده شدن آن‌ها را در قیمت‌ها پرایس می‌کند و هر اتفاقی غیر از آن، رویدادی مثبت برای او خواهد بود؛ ولو شدت مثبت و موج صعود آن کوتاه باشد، مثل آنچه این روزها تجربه می‌کند.

سناریوی دوم، سناریوی آن سرِ ماجراست؛ یعنی بدترین سناریوی ممکن؛ جنگ زیرساختی و حمله همه‌جانبه به کشور و آغاز یک جنگ بی‌پایان که همه زیان خواهند کرد و قطعاً اقتصاد و بازار سرمایه در صدر آن خواهد بود. امیدواریم این سناریو محقق نشود...

سناریوی سوم، سناریوی ادامه مسیر «یکی بزن، یکی نزن» و حملات به جنوب و حتی حمله به برخی زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای است که چالش‌هایی را به همراه دارد و شوک‌هایی را ایجاد می‌کند، اما شوک قوی و آنچه بازار انتظارش را می‌کشید، نیست و خیلی زود به آن عادت کرده و آن را هضم می‌کند؛ درست شبیه چند هفته قبل که شب‌ها تا صبح بزن‌بزن‌ها را داشتیم و بازار هم کار خود را آغاز می‌کرد.

اما سناریوی چهارم، از دید ما دردناک‌ترین سناریوست؛ یک مرگ تدریجی برای اقتصاد و بازار. آن هم سناریوی نه جنگ، بلکه فشار اقتصادی است؛ یعنی تنگ‌تر کردن حلقه محاصره و ادامه فشارهای اقتصادی که معتقدیم شاید شوکِ آسیب دیدن زیرساخت‌ها را نداشته باشد و آثار آن هم به شدت آن سناریو منفی نباشد، اما آرام‌آرام بازار را فرسوده و اقتصاد را از درون تهی می‌کند.

تمام بحث بازار این است که فعلاً هیچ‌کس سناریوهای سوم و چهارم را اصلاً نگاه نمی‌کند و مرز بین سناریوی اول و دوم، که اولی بسیار خوش‌بینانه و دومی بسیار بدبینانه است، را طی می‌کند. در حال حاضر بازار در یک عدم قطعیت قرار گرفته که آیا قرار است به سمت سناریوی اول حرکت کنیم و دوباره تفاهم، توافق و رفع تحریم‌ها را شاهد باشیم یا دوباره تهدید به جنگ خواهیم داشت. تابلوی بازار امروز سناریوی اول را می‌دید.

اگر به شواهد و اخبار ساعات گذشته دقت کنیم، می‌بینیم که ابتدا عراقچی از نزدیک بودن توافق گفت، طرفین در مورد تنگه هرمز صحبت کردند، صبح امروز ترامپ دوباره از توافق و مذاکرات روز دوشنبه خبر داد و دیشب پزشکیان نیز بر اصل توافق و همدلی همه بر سر آن تأکید کرد. شرایط و فضا نشان می‌دهد که ما به سمت یک بهبود پیش می‌رویم، اما برای این موضوع به نشانه‌های بیشتری نیاز است.

هنوز گزاره‌های این موضوع و این اتفاق برای بازار روشن نشده و از همین رو، این عدم وزن دادن قطعی به این اتفاقات ناشی از همین ابهام است. این گزاره‌ها می‌تواند باز شدن تنگه هرمز و روان شدن رفت‌وآمدها باشد؛ اتفاقی که در دوره تفاهم قبلی ایجاد شد و از سوی دیگر، رفع محاصره اقتصادی ایران که اگر محقق شود، تقریباً می‌توان گفت به یک رالی کوتاه‌مدت تابستانه می‌توان دل‌خوش بود.

اینکه چرا از لفظ رالی کوتاه‌مدت استفاده کردیم، روزهای بعد مفصل توضیح می‌دهیم، اما شوک این اخبار مثبت قطعاً خود را در معاملات نشان خواهد داد. قطعاً گروه‌ها و نمادهایی می‌توانند حرکت کنند که ارزش رشد سود در آینده را داشته باشند. در مورد این موضوع صحبت می‌کنیم که دو دسته نماد، قابلیت حرکت سریع‌تر را در رالی بعدی ناشی از این اتفاقات دارند.

اما این را هم گوشه ذهن خود داشته باشید؛ حتی با فرض حرکت به سمت سناریوی اول، ریسک‌های ما تمام نمی‌شود. بر فرض که بر سر هرمز، این تنگه همیشه تنگ، به توافق رسیدیم، با موضوع هسته‌ای می‌خواهیم چه کار کنیم؟ در اولتیماتوم ترامپ به هر دو موضوع اشاره شده بود و این نشان می‌دهد فعلاً ریسک‌ها وجود دارد، اما شدت آن کم و زیاد می‌شود. این حرف به آن معناست که ممکن است دوباره دو هفته یا سه هفته دیگر، ماجرا به شکلی دیگر، در مدلی دیگر و با ادبیاتی دیگر بروز کند...

اما بیایید فرض کنیم همه‌چیز بر طبق یک روال خوب پیش می‌رود؛ روالی که می‌تواند این باشد: مذاکره آغاز می‌شود، طرفین به تفاهم قبلی بازمی‌گردند، تنگه کمی بازتر می‌شود، محاصره برداشته می‌شود و مذاکرات برای دور بعدی و تفاهم بعدی آغاز خواهد شد. این همان چیزی است که می‌تواند نقشه راه خوش‌بینانه این شرایط باشد.

بازار در حال حاضر این موضوع را دور می‌بیند و به آن کمتر وزن می‌دهد و دلیل عدم خرید آن هم شاید همین باشد. با روشن‌تر شدن این موضوع، میل به خرید هم افزایش خواهد یافت، اما سؤال اصلی این است که چه گروه‌ها و چه شرکت‌هایی در روزهای پس از این اخبار می‌توانند بازدهی‌های خوبی بدهند؟

ما همچنان معتقدیم بازار به عاملی به نام سودآوری وزن می‌دهد و سایر عوامل را در سایه این موضوع بررسی می‌کند. آنچه برای او اهمیت دارد، این است که بتواند چشم‌اندازی از یک سودآوری مطمئن و پی‌به‌ای فوروارد زیر ۴ ایجاد کند تا شرایط برای رشد ادامه‌دار شود. پس قطعاً دسته اول، که طیف وسیعی از بازار را شکل می‌دهد، نمادهایی هستند که با دیتاهای فعلی، پی‌به‌ای فوروارد زیر ۴ را توجیه می‌کنند و فرقی نمی‌کند در کدام صنعت باشند؛ ممکن است رد پای آن‌ها را در همه صنایع شاهد باشیم.

اما دسته دوم، دسته مهم‌تر و احتمالاً شارپ‌تر است؛ دسته‌ای که تا این لحظه در بازار حرکتی نکرده، بازدهی قوی و نرمالی نداشته و به واسطه اتفاقات محاصره، آسیب‌های احتمالی آن، ترس از جنگ و نبود یک چشم‌انداز روشن، با سرکوب تقاضا مواجه بوده است. با روشن شدن افق مذاکرات، این گروه که از بازدهی کلیت بازار هم عقب هستند، به جلو حرکت می‌کنند. شاید بخشی از هلدینگ‌های ما، گروه پتروشیمی، برخی نمادهای گروه حمل‌ونقل، بانک، خودرو و مواردی از این دست، جزو این دسته باشند. آن‌ها هم از بازدهی اخیر بازار عقب مانده‌اند و هم حالا افق روشن‌تری را برای خود ترسیم می‌کنند. به نظر این موضوع، موضوع مهمی است و می‌تواند چشم‌انداز بازدهی شما را تعیین کند.

طبق معمول، یک توصیه داریم که از اصل ماجرا غافل نشوید. کار ما تحلیل سیاسی نیست. قطعاً اتفاقات سیاسی در سرنوشت ما مؤثر است، اما کار ما این است که همین انتخاب گزینه‌ها و نمادها را پیش ببریم و در این فضا، به نظر انتخاب بهترین گزینه‌ای که بتواند در حرکت بعدی بازدهی حداکثری را به ما بدهد، مهم‌ترین کار است...

و مهم‌ترین توصیه بخش اول؛ در این چند روز تعطیلی، تا می‌توانید به تحلیل و خواندن نظرات و رویدادهای مختلف بپردازید و این جمع‌بندی را برای خود تکمیل کنید و سناریوسازی آن را کامل نمایید که اگر قرار بر آغاز یک دور کاهش تنش‌ها و حرکت به سمت یک توافق و تفاهم شکل گرفت، استراتژی شما چه باید باشد.

این استراتژی باید روی دو موضوع مانور بدهد:
۱. ترکیب دارایی را تغییر بدهیم.
۲. چه سهم و گروهی را انتخاب کنیم.

در مورد دومی صحبت کردیم. در مورد اولی، یعنی ترکیب دارایی، سؤال این است که حالا که به این فضا رسیده‌ایم، لازم است وزن صندوق طلا را کم کنیم یا خیر؟ وزن اوراق را کاهش دهیم یا خیر؟ از اعتبار استفاده کنیم یا خیر؟!

باید پاسخ این سؤال‌ها را همین حالا برای خود روشن کرده باشید. بلافاصله اگر به این جمع‌بندی رسیدید که فضا به سمت کاهش تنش می‌رود، آن را در معاملات خود اعمال کنید.

چرا روی این موضوعات تأکید داریم؟ چون معتقدیم رالی فعلی، رالی بلندمدتی نخواهد بود و شبیه فصل بهار نیست. فرصتی کوتاه برای کسب یک بازدهی معقول و منطقی دارید و باید از ساعت‌به‌ساعت آن استفاده کنید.

اما در بخش دوم گزارش امروز، اشاره کوتاهی به یک رویداد زیر پوست بازار می‌کنیم؛ موضوعی که کمتر دیده می‌شود، اما آثار مهمی در بازار دارد. افزایش معقول و منطقی نرخ دلار حواله، همگام با تورم، تا به این لحظه با همان ضرب‌آهنگ رشد منطقی و معقول ادامه داشته است.

دلار نیما که ابتدای سال حوالی ۱۳۵ هزار تومان بود، امروز همراه و همگام، نه با تورم، بلکه اندکی کمتر، به محدوده ۱۵۴ هزار تومان رسیده و تا حدودی توانسته فاصله خود را با دلار آزاد حفظ، یا حتی کمتر کند. این موضوع دو دیدگاه را مطرح می‌کند که سعی می‌کنیم امروز به‌طور خلاصه به آن بپردازیم. بیش از هر چیز، این موضوع یک نقطه مهم و یک آلارم قوی برای تحلیلگران و فعالان بازار است.

نکته اول، به‌وضوح به ما گوشزد می‌کند که دوران سیاست‌های سرکوب «سبیل قشنگ» تمام شده و قرار نیست نرخ ارز به نفع کسانی که واردات انجام می‌دهند، به‌طور مصنوعی پایین نگه داشته شود. این سروصداهایی هم که می‌بینید بلند می‌شود، ناشی از دست رفتن منافع همین عده قلیل است. این سیاست، اتفاقی است که می‌تواند سهامداران را به این موضوع امیدوار سازد که سود و برآیند درآمد شرکت‌ها، در صورت عدم اجرای سیاست‌های سرکوب قیمتی، می‌تواند به سمت رشدی بیش از تورم نیز میل کند.

نکته دوم، که کار مهم تحلیلگران است، این است که باید در اکسل‌های خود، برای شش‌ماهه دوم سال که مثل برق و باد از راه می‌رسد، اعداد را به‌روز کنیم. دیگر دلار ۱۵۰ هزار تومانی معنا و مفهوم ندارد. احتمالاً این اعداد تا پایان سال به سمت محدوده ۱۸۲ تا ۱۹۰ هزار تومان حرکت خواهند کرد.

نکته مهم این است که درآمد شرکت‌ها و چشم‌انداز آن‌ها می‌تواند با تغییرات مهمی همراه شود. این همان چیزی است که باید دیده شود و در قیمت‌ها لحاظ شود. به نظر، در حال حاضر بازار درگیر مسائل کلان‌تری است و از این موضوع تا حد زیادی غافل شده، اما با ایجاد آرامش نسبی، این موضوع نیز آرام‌آرام به چشم بازار خواهد آمد.

هدف از بیان این موضوع در این بخش، بررسی یکی دیگر از ابعاد مهم اثرگذار بر بازار بود. البته معتقدیم این روند در نهایت به سود خود دولت، در کاهش کسری بودجه، نیز خواهد بود و می‌تواند فشار بر دولت را کاهش دهد؛ هرچند لازمه آن، ادامه سیاست‌های اصلاحی در نرخ انرژی نیز هست.

به هر حال، دولت فعلی با تمام انتقادهایی که به آن می‌شود، در حوزه اهمیت دادن به بخش صنعت، با وجود این فضای عجیب‌وغریب جنگی، عملکرد قابل توجهی داشته است و اینکه سرکوب قیمت را اعمال نکرد تا مانند دوره‌های قبل حاشیه سود شرکت‌ها قربانی شود، یک رویداد بزرگ است که قطعاً آثار آن را می‌توان در مقاطع بعد، در فضای اشتغال، رشد اقتصادی و حتی افزایش درآمدهای مالیاتی دولت مشاهده کرد.

و فراموش نکنید؛ دولت نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار، بین سیاست‌های غلط سرکوب قیمتی که در دولت قبل پیش گرفته شده بود و سیاست عدم ایجاد کمیابی کالا از طریق پرهیز از سرکوب و کنترل قیمت، دومی را انتخاب کرد و حاضر شد قیمت‌ها تا حدی همگام با تورم حرکت کند، اما کمبود کالایی احساس نشود. ما از دریچه تولیدکننده و بازار سرمایه به این موضوع نگاه می‌کنیم و معتقدیم این اتفاق، رویدادی مهم و مثبت برای شرکت‌ها بوده است و آثار مطلوب اقتصادی آن را، در صورت ایجاد آرامش سیاسی، به‌وضوح در آینده خواهیم دید.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید