شش قفله در فروش!
142
|بازار امروز حرفی برای گفتن نداشت و شش قفله در صف فروش دست و پا میزد. معامله هم نمیشد و همه ناامید و گرفتار به اخبار چشم دوخته بودند و عجیب است که این حس بلاتکلیفی در بازار از اخبار قطعی تلختر و زهرتر است.
به گزارش آوای آگاه؛ سومین روز معاملاتی هفته با کاهش 121هزار واحدی شاخص کل به اتمام رسید و در نهایت این نماگر در ارتفاع 4.115.101 واحدی به کار خود پایان داد. شاخص هموزن هم با افت بیش از 21هزار واحدی در سطح 1.061.971 واحد قرار گرفت.
فملی، فارس، فولاد از جمله نمادها با بیشترین تأثیر منفی بودند و نمادهای محتشم، حفارس، چاپ بیشترین تأثیر مثبت را بر شاخص کل بورس داشتند.
در پایان بازار امروز، شاخص فرابورس با کاهش 920 واحدی همراه شد و در ارتفاع 31.969 واحد ایستاد. نمادهای آریا، مارون، کگهر بیشترین تأثیر منفی برا شاخص فرابورس داشتند.
امروز، تراز نقدینگی حقیقیها منفی بود و از سوی حقیقیها 2.1 همت پول از بازار خارج شد.
ترینهای معاملات بورسی
شیمیاییها، فرآوردههای نفتی و فلزات اساسی، سه گروه با بیشترین ارزش معاملات و خودرو، فلزات اساسی و بانکها، سه گروه با بیشترین حجم معاملات بودند.
ورود و خروج پول حقیقی
فرآوردههای نفتی، محصولات شیمیایی و فلزات اساسی بیشترین خروج نقدینگی را از سوی حقیقیها داشتند. نمادهای واحیا، سمازن، فزر صدرنشین ورود پول سهامداران خرد بودند و نمادهای شبندر، پارسان، شپنا بیشترین حمایت را از سوی حقوقیها داشتند.
و اما بازار امروز
بازار امروز حرفی برای گفتن نداشت و شش قفله در صف فروش دست و پا میزد. معامله هم نمیشد و همه ناامید و گرفتار به اخبار چشم دوخته بودند و عجیب است که این حس بلاتکلیفی در بازار از اخبار قطعی تلختر و زهرتر است. به هر حال باید بیتعارف گفت که بازار جنگ را تمام و کمال در قیمتها و تابلو پرایس میکند و انگار همین حالا زیر فشار موشک است. البته میتوان مدلسازیهای مختلفی داشت، ولی همه معتقدند این بار ماجرا فرق میکند. بازار را در حالی پیش میبریم که این بلاتکلیفی بیش از هر چیز زخمهای جبرانناشدنی بر پیکر بازار و اعتماد سهامداران میزند و شاهد هستیم که چطور جریان پول را فریز کرده و اجازه حرکت نمیدهد. آنچه این روزها در بازار پیدا و آشکار است، دقیقاً همین موضوع بلاتکلیفی و سردرگمی است که البته طبق روال و معمول، سهامداران بدترین سناریوها را برداشت کرده و آن را در قیمتها لحاظ میکنند و این لحاظ کردن باعث ایجاد پنیکهای فروشی میشود که حتی دخالتهای صندوق تثبیت و توسعه نیز بعضاً در آن بیتأثیر است. در حال حاضر، نبود یک افق و چشمانداز روشن باعث فشار فروش در بازارهای مالی میشود؛ حتی اگر در ارزندهترین حالت باشد. بلاتکلیفی سم بازارهای مالی است.
اگر به خاطر داشته باشید، دیروز در مورد این صحبت کردیم که چهار عامل میتواند در مقطع فعلی بهعنوان عوامل مؤثر در جلوگیری از افت و اصلاح بیشتر بازار عمل کند. این چهار عامل عبارت بودند از اصلاح قیمتها که بسیاری آن را دوای درد بازار میدانند، کاهش ریسکها که برخی بر این عقیدهاند تنها راه نجات بازار از این شرایط فعلی همین است، شرایط بنیادی که خود را در تحولات نرخ ارز، بودجه و گزارشها نشان میدهد و دخالتهای صندوق تثبیت و توسعه در بازار و کمک به نقدشوندگی آن. اما وقتی بازار دچار چنین حس ترس عجیب و به دور از فضای تحلیلی میشود، خود به خود دو عامل کمرنگ و دو عامل دیگر پررنگتر میشود. عامل اولی که کمرنگ میشود، قطعاً تحولات بنیادی و گزارشها است. کمرنگ شدن این عامل، فنر ارزندگی بازار را فشردهتر کرده و تعداد نمادهای ارزنده بازار را افزایش میدهد. کمااینکه در مقاطع مختلف، ما شاهد بروز چنین اتفاق و رویدادی بودیم و در حال حاضر نیز معتقدیم این موضوع در حال تکرار شدن است. عامل دیگری که در این فضا کمرنگ میشود، بحث اصلاح قیمتهاست. نمیگوییم کاملاً بیتأثیر و بیاثر میشود، اما حس ترس و هیجان فروش جوری بر بدن بازار نفوذ میکند که قدرت فکر را از آن گرفته و سهامدار در هر حالت و هر شرایطی فروشنده سهم خواهد بود. اما با کمرنگ شدن این دو عامل، دو عامل دیگر پررنگتر میشوند؛ اولین عامل، خبرهای سیاسی است. وقتی بازار در چنین فضایی قرار میگیرد، با کوچکترین خبر و اتفاقی میتواند تغییر جهت دهد و این اتفاق عادی است. یعنی شک نکنید که اگر امروز سنگینترین صفوف فروش وجود داشته باشد، با یک توییت یا اظهارنظر، فردا این صفوف فروش برچیده شده و تبدیل به صفوف خرید میشوند و این کاری است که هیچ جریان پول و گزارشی نمیتواند انجام دهد و به نظر قدرت این اتفاقات و اثرگذاری در بازار بیشتر میشود.
در نهایت عاملی که این روزها همه در مورد آن صحبت میکنند، جریان پول است. متأسفانه بازار مدتهاست از جریان پول شجاع و هوشمند خالی شده، صندوقهای بزرگ و حقوقیها عمدتاً رفتار گلهواری پیدا کرده و در صفوف خرید، خریدار و در صفوف فروش هم فروشنده هستند و حقوقیها در دل بحرانها دست به اقداماتی خلاف این جریان نمیزنند؛ نمونه این موضوع را در نماد خودرو و یا بسیاری از نمادهای دیگر در این چند روز گذشته شاهد بودیم. صفپرستی و صفنشینی به قبله جریانهای پولی تبدیل شده و همین موضوع باعث شده است که در چنین مواقعی که بازار به شدت به جریان پول شجاع و هوشمند نیاز دارد، همه چشم به صندوقهای تثبیت و توسعه، بانکها و برخی نهادها داشته باشند که مستقیم و غیرمستقیم، نخ این بازی را در دستان سازمان بورس قرار میدهد. بارها در مورد این دو صندوق صحبت کردهایم و برخلاف بسیاری از افراد معتقدیم وقتی چنین رفتاری وجود دارد و بهعنوان رفتار حقوقیها نهادینه شده و از سوی دیگر وقتی در خاورمیانه و ایران پرتنش حاضر هستید، لزوم این صندوقها بیشتر هم خواهد شد. پس برخلاف دیدگاه بسیاری از عزیزان، معتقدیم صندوقهای تثبیت و توسعه برای بازار نقش حیاتی دارند و حضور آنها در چنین روزهایی بیشتر به چشم میآید. آنها برای اینکه در چنین روزهایی فعال باشند، باید در مثبتها قبلتر فروشنده شوند. پس گلایه آن دسته از دوستانی که در مورد چرایی فروش این صندوقها صحبت میکنند، برای ما قابل درک نیست. البته بهترین کار و عملکرد، خرید تابلو بازار در خرد و فروش در بلوکهاست، اما گاهی وقتا خرد بازار را هم میفروشند.
به نظر در حال حاضر گلوی بازار زیر تیغ این صندوقها رفته و عملکرد آنهاست که عملکرد بازار را رقم میزند. البته نمیتوان از این موضوع گذشت که سلیقه و طرز فکر افراد در نحوه خریدها نیز مؤثر خواهد بود. ایده برخی از همین بچههای بازار است که معتقدند نباید عجله کرد و میتوان در قیمتهای پایینتر و با هزینه کمتر دل به دریا زد. اما تمام صحبت ما این است که این صندوقها نیز باید در زمان مناسب در دل این بحران نقشآفرینی کنند. در شرایط فعلی، نیاز به این صندوقها در این فضای بازار احساس میشود و به نظر باید حضور فعالانهتری در فضای بازار داشته باشند. البته دوباره همان ابهامات نیز پیش میآید که سهم بزرگ میخرند یا کوچک و مواردی از این دست، اما در حال حاضر معتقد به این موضوع هستیم که این نهادها و صندوقها با توجه به ارزندگی بازار، لازم است تا در قیمتهای فعلی به شکل فعالانهتری حاضر باشند. روز مبادای بازار همین روزهاست و استراتژی صبری که نمیدانیم از کجا تجویز شده، استراتژی جذابی نیست و عمق بحران را تشدید میکند.
گزارش بازار را با ذکر سه نکته تمام میکنیم؛ اولی، بحث صندوق تثبیت و توسعه و رفتارشناسی است که به نظر میرسد احتمالاً از اواخر هفته و نزدیک به شاخص 4 میلیون، با قدرت بیشتری راهی بازار میشود. البته بهتر است بسیاری از اهالی بازار هم تکلیف خود را روشن کنند که در نهایت این صندوق خوب است یا بد. نمیشود که نپذیرید که در مثبت بازار فروشنده نباشد و باید در منفی بخرد. بر این عقیدهایم که جریان پولی و دست حمایتگر آنها طی مقاطع گذشته به خوبی نقشآفرینی کرده و توانسته بازار را در این تلاطم اتفاقات مختلف تا حدودی حفظ نماید، اما این بار احتمالاً اوضاع کمی متفاوتتر است. فشار فروش بیشتر شده و تردید در مورد بازار کمی افزایش یافته و حالا نکته و پرسش مهم این است که این صندوقها دل به دریای بازار بزنند یا خیر و یا شبیه این روزها تماشاچی باشند؟ به یک موضوع معتقدیم و از آن بهعنوان یک توصیه مهم یاد میکنیم؛ به روزهای احتمالی و خیالی پس از وقوع یک بحران و جنگ فکر نکنید و با خود نگویید که صبر کنیم برای آن روزها. روزهای بحرانی همین روزهایی است که امروز در آن قرار داریم. اگر جنگی به وقوع بپیوندد که در آن خدایی نکرده زیرساختها آسیب ببیند، با دریای پول هم نمیتوان بازار را جمع کرد. اگر بحرانی رخ دهد و بدون این ماجرا در کوتاهمدت نتیجه روشن و مشخص باشد، در هر سمت ماجرا که قرار گیرد، بعد از وقوع، جریان بازار میتواند فضای بهتری به خود بگیرد و از همین روست که بر این عقیدهایم انرژی گذاشتن در این روزها و خودکشی نکردن از ترس مرگ میتواند مهمترین استراتژی ما باشد. پس شجاعانهتر بخرید و از دست خالی بعد از بحران احتمالی نترسید. جای غیر ارزندهای وارد بازار نمیشوید که ترسناک باشد.
صندوقهای تثبیت و توسعه باید لحظه احتمال وقوع بحران را فراموش کرده و آن را به شورای بحران احتمالی بسپارند که شاید با تصمیمات مختلف اعم از پولی و غیرپولی، مدیریت و کنترل بازار را در دست گیرد. ما باید همین روزهای بازار را چاره کنیم. البته یک توصیه مهم نیز داریم و آن هم لحاظ کردن ارزندگی در حمایت نمادهاست که دوباره همه انرژی و جریان پول به سمت نمادهای بزرگ سر نخورد و این جریان پول احتمالی حمایت در سطح وسیع و گستردهای در بازار شکل گیرد. وقتی جریان پول محدودی برای چنین شرایطی در اختیار داریم، نیروی کمکی ما ارزندگی بازار است که کار صندوقهای تثبیت و توسعه را راحت کرده، اما آنها نیز میتوانند با حرکت بر مدار قیمتهای منطقی و نرمال پیش بروند. شاید گفتن این حرف به مذاق برخی خوش نیاید، اما نیازی نیست در سقف برخی قیمتها الزام به خرید و حمایت داشته باشید. شما نیز میتوانید کمی صبر کنید قیمتها جذابتر شده و آنجا ورود کنید. اگر به خاطر داشته باشید، وقتی حجم مبنا حذف شد، نوشتیم باید ظرفیت و جنبه خود را بالا ببریم و این بازی همیشه صعودی نیست و وقت نزول هم سرعت ریزش زیاد میشود. به نظر وقتی از سیاست حجم مبنا استقبال میکنیم، باید کلیت را ببینیم و حالا سهم کوچک هم خیلی راحتتر منفی میشود و تر و خشک میسوزند. به نظر این باید به ظرفیت ما بورسیها برگردد که وقتی در دوران رشد هستیم و از حذف حجم مبنا استقبال میکنیم، در ریزش هم آثار آن را درک کنیم.
تمام داستان اینجاست که آنچه باعث بروز این رفتار در بازار شده، جنگ است؛ بازار به بدترین شکل ممکن و در بدترین سناریوی موجود، جنگ را میبیند و لحاظ میکند. بازار بهگونهای میفروشد و رفتار میکند که گویا قرار است کل زیرساختهای کشور در جنگ ویران شود. به نظر جلوتر که میرویم، این نکته روشنتر میشود که جنگ هم ابعاد و اشکال مختلفی دارد و صرف وقوع یک جنگ نمیتوان اینطور آتش به پرتفو و سهام زد. طی این سالها، چندین بار در فضا و شرایط جنگی قرار گرفتهایم؛ یک بار در اواخر مهر 1403 و اوایل آبان و بعد از وعده صادق 2 بود. بار دیگر همین جنگ 12 روزه بود و بروید و ببینید بازار بعد از آن روزها چه شد. به نظر رفتار بازار در مواجه با کلمه جنگ کمی همراه با جو و بدون فکر است. درست است که ریسک بازار را بالا میبرد، ولی در هر صورت اینطور نیست که دنیا به آخر برسد. البته به فروشندههای سمج بازار حق میدهیم، ولی هر چیزی قیمتی دارد و دست به چنین کاری زدن منطقی نیست. مثلاً معتقدیم از روز چهارشنبه به بعد، فروش به بهانه جنگ و این موارد، آن هم در سهمهای قوی و بنیادی که تا همین چند روز پیش قفل در صف خرید بودند، منطقی نخواهد بود. برای این جمله، توضیحات و سناریوهای مختلفی وجود دارد که باز کردن آن زیر این هجمهها و نظارتهای سنگین سخت است. در هر صورت بازار از جنگ و اتفاقات پیش رو ترسیده و به نظر بخشی از آن درست و بخشی غیرواقعی است.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید