• اخبار

نبرد گلادیاتورهای خرید و فروش

تصویر نبرد گلادیاتورهای خرید و فروش

در نهایت می‌توان گفت که برآیند بازار امروز خوب بود و این خوب را از این جهت می‌گوییم که آن انتظار منفی که برخی با خبرهای سیاسی منتظرش بودند، با خبرهای ارزی خنثی شد و جو بازار نرمال پیش رفت و فروشندگان را یک دور از بازار خارج کرد.

به گزارش آوای آگاه؛ بازار سرمایه روز خوبی را پشت سر گذاشت و با وجود شکل‌گیری چندین موج عرضه، تقاضای خوبی را شاهد بودیم که در نهایت آن ۵۴ درصد نمادها در محدوده مثبت به کار خود پایان دادند.
شاخص کل بورس تحت تأثیر مثبت نمادهای فارس، شپنا و وبملت حدود 30 هزار واحد رشد کرد و در ارتفاع 6 میلیون و 99 هزار واحد قرار گرفت. در سمت مقابل وپاسار، شستا و وغدیر بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند. شاخص هم‌وزن نیز با افزایش ارتفاع حدود 10 هزار واحدی در سطح 1 میلیون و 740 هزار واحد به کارش خاتمه داد.

در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای کگهر و فزر، 42 واحد رشد کرد و در ارتفاع 49 هزار و 27 واحد ایستاد. سامان و آریان نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند. امروز هم تراز نقدینگی حقیقی ها منفی و 89 میلیارد تومان نقدینگی از بازار خارج شد.
ترین های معاملات بورس
دارویی‌ها، خودرویی‌ها و فرآورده‌های نفتی بیشترین ارزش معاملات را داشتند و سه صنعت خودرو، بانک و رادیو میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. امروز نمادهای خودرو، خساپا و وبملت بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز کانه‌های فلزی و فلزات اساسی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل دارویی‌ها و هلدینگ‌ها بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای وتجارت و شپدیس بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای وهور و شستا بیش از همه در حمایت حقوقی‌ها بودند.

photo_2026-08-24_14-55-27.jpg

 

و اما بازار امروز

بازار امروز نبرد گلادیاتورهای مثبت و منفی بود... مثبت‌هایی که برخی به واسطه رشد دلار می‌خریدند و منفی‌هایی که با حوزه خبرهای سیاسی اقدام به خرید می‌کردند. بزن‌بزن اساسی روی تابلوها برقرار بود. در نهایت می‌توان گفت که برآیند بازار امروز خوب بود و این «خوب» را از این جهت می‌گوییم که آن انتظار منفی که برخی با خبرهای سیاسی منتظرش بودند، با خبرهای ارزی خنثی شد و جو بازار نرمال پیش رفت و فروشندگان را یک دور از بازار خارج کرد.

در روزهای متفاوت و ویژه‌ای قرار گرفته‌ایم و شرایط بازار به شکل غیرقابل‌پیش‌بینی هر روز پیش می‌رود و همه را غافلگیر می‌کند… امروز بازار در میان پارادوکس‌های سیاسی و اقتصادی متعددی که وجود داشت، گرفتار شده بود و نمی‌دانست چه حرکتی را باید داشته باشد. از یک سو، دیروز با آن فشار فروش و عرضه در برخی نمادها و جو منفی گروه پالایش و شایعات و شنیده‌های آن مواجه شده بود، از سوی دیگر خبرهای سیاسی دوباره کمی فضا را تند و تیزتر کرده و امروز صبح تهدیدات بسنت هم به این موضوع اضافه شد. اما این موارد را کنار افزایش نرخ ارز بگذاریم که به‌عنوان یک عامل مهم در عوامل پنج‌گانه‌ای که دیروز ذکر شد قرار می‌گرفت و بازار و جریان پول می‌دید که همچنان با این دلار، این دارایی‌ها در نقاط ارزشمندی قرار می‌گیرند.

حکایت بازار و ارزش دلاری دارایی‌ها و بازدهی ارزی شبیه بازی مار و پله شده که ما با زحمت و مشقت و مکافات چند پله بالا می‌رویم، نیش دلار به ما می‌گیرد و دوباره به ارزش دلاری‌های دو هفته قبل برمی‌گردیم. بازار امروز در گردبادی از این اتفاقات و تناقضات گرفتار بود و البته روزهای قبل نیز گفتیم بازاری که در سود قرار می‌گیرد و رشد می‌کند، با کوچک‌ترین اتفاقات و تحولات به‌راحتی به صف فروش هم می‌رود که دامنه سه‌درصدی در این موضوع بسیار مؤثر است.

و تازه از امروز اثر گزارش‌ها نیز به‌عنوان یک عامل مهم در به‌وجود آوردن فضای فعلی بازار مؤثر خواهد بود؛ جایی که مشاهده خواهیم کرد که احتمالاً شرایط طوری رقم می‌خورد که یک تغییر فاز در خرید در بسیاری از صنایع و شرکت‌ها به وجود خواهد آمد. اما به‌طور کلی نباید با هیچ‌چیز بعد از این رشدی که در مرداد اتفاق افتاده، به شکلی سرسری و گذرا برخورد کرد. شهریورماه مهمی است؛ باید بتوانیم بازدهی که طی این ماه‌ها ایجاد شده حفظ کرده و حتی آن را در ماه پیش رو، در این شرایط خاص، بیشتر نماییم. از همین رو هر حرکت و هر تصمیم می‌تواند با چالش‌های متعددی مواجه باشد.

اما همچنان به این موضوع معتقدیم که بررسی بازار در ماه شهریور روی ۵ عامل پیش می‌رود و باید هوای این پنج عامل را در بررسی‌ها داشت و به آن توجه کرد. همان‌طور که این روزها و این دو روز پیداست، شهریورماه پرچالشی برای بازار خواهد بود و البته اتفاقات و تحولات سیاسی می‌تواند آن را به سلامت از این بازی عبور دهد، ولی فعلاً همه‌چیز عکس است، مگر عاصم منیر کاری کند…

اگر بخواهیم در ابتدا به‌طور خلاصه پنج عامل مؤثر در شهریور را که در بازار مؤثر هستند بیان کنیم، باید آن را به شرح زیر نوشت:

۱. مهم‌ترین و خاص‌ترین عامل، یعنی رویدادهای سیاسی
۲. رویدادها و تحولات اقتصادی و تصمیمات دولت، به‌خصوص در حوزه اقتصاد کلان، انرژی و موارد دیگر
۳. تحولات نرخ ارز، چه در بازار آزاد و چه در تابلوی نرخ حواله و نیما
۴. تحولات کدال و رویدادها و اتفاقات آن
۵. جهت جریان پول به‌عنوان یک متغیر پیشران در روزهای پیش رو

این ۵ عامل را نوشته و هر روز کنترل کنید…

امروز در بخش دوم در مورد دلار کمی بیشتر صحبت خواهیم کرد، اما بحث ما در این عوامل این است که هرچه تحولات سیاسی به سمت پیچیده‌تر شدن و سفت‌وسخت شدن پیش می‌رود، فشار روی بازار نیز بیشتر می‌شود و از بد حادثه، بازاری که در سود قرار گرفته، این فشار را با دامنه نوسان محدود ۳ درصد بیشتر لمس می‌کند. اما دقیقاً روبه‌روی این ماجرا، یک فرصت ویژه هم برای بازار به وجود می‌آید که می‌تواند مورد توجه باشد و آن هم فرصت حضور جریان پول به‌عنوان یکی از این عوامل پنج‌گانه در بازار است…

روزهای قبل اصطلاح «پول داغ» را به کار بردیم. هات‌مانی یا پول داغ پدیده‌ای است که در جوامع تورمی به‌وفور رخ می‌دهد و رفتار کسانی که اندک پس‌انداز یا جریان پولی در اختیار دارند را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به این شکل که آنها از ترس کاهش ارزش و تورم، این پول را شبیه یک گوی داغ دیده و حاضر نیستند آن را در دست خود نگاه دارند و مدام در پی تبدیل آن به دارایی دیگری هستند. حال، این میان باید ببینیم سهم بازار سهام از این جریان پول داغ مثبت است یا منفی. تا به امروز می‌توان گفت این سهم مثبت بوده و دولت هم به نظر می‌خواهد مثبت باشد، اما اینجا بازار ریسک‌های خاص خود را دارد و دست جریان پول هم یک بار بدجوری اینجا سوخته و به این راحتی‌ها اعتماد نخواهد کرد.

اما به نظر، با افزایش نرخ ارز که امروز کمی بیشتر در مورد آن صحبت می‌کنیم، این موضوع اجتناب‌ناپذیر خواهد بود و بسیاری به سمت خرید کالاهای بادوام و سرمایه‌ای یا حتی سهام نیز پیش می‌روند. این جریان پول به سمت خرید کالاهای سرمایه‌ای می‌رود که به شکل سنتی، طلا پیشرو آن است، اما به هر حال در فضای تورمی، بازار سهام نیز عقب‌افتادگی خود را جبران خواهد کرد و در یک سال گذشته این موضوع به‌وضوح روشن و مشخص بوده است.

دقیقاً بازار فعلی صحنه جنگ بین این عوامل است؛ از یک سو تحولات سیاسی، از سوی دیگر دلار، در شکل دیگر وضعیت شرکت‌ها، تورم، عوامل زیرساختی و… همه و همه باعث می‌شود کار کردن در بازار کمی سخت و دشوار باشد و البته این سختی باید بتواند ریوارد خوبی در آینده پیش روی سهامداران قرار دهد.

و اما جمع‌بندی این موارد چیست؟ جمیع این اتفاقات و رویدادها به ما می‌گوید هنوز رویدادهای سیاسی به نقطه‌ای که ما دکمه خروج از بازار را بزنیم نرسیده، پس ماندن با احتیاط در بازار کماکان می‌تواند در دستور کار باشد. همچنان معتقدیم بازار با کمی اصلاح، دوباره در نقاطی قرار می‌گیرد که جذابیت خرید داشته و هیچ دلهره‌ای از نگهداری آن نمی‌توان داشت و فروش در آن نقاط جالب نیست، اما تحولات سیاسی بعد ماجرا را مشخص می‌کند که ما ممکن است ترکیب دارایی‌ها را کمی متفاوت‌تر بچینیم.

حالا که دیگر قطعاً نباید به اوراق وزن جدی داد، شاید بررسی صندوق‌های طلا و دارایی‌های مبتنی بر ارز بیشتر مورد توجه باشد، اما همچنان بازار سهام را با در نظر گرفتن خط‌وخطوطی، بازاری مهم و قابل استناد و خرید می‌دانیم. منتها به‌جد معتقدیم با روش و فرمان قبلی نمی‌شود کار کرد...

بیایید ابتدا برای کار کردن در این فضا، هرچه مبنای فکری از قبل داشته‌اید را به هم بریزید و مبنای جدیدی را پایه‌گذاری کنید. این مبنا بر چند اصل استوار خواهد بود؛ یک اینکه صنعت‌محوری را فعلاً فراموش کنید. برای ما ماجرای هر شرکت در این شرایط، ماجرای متفاوتی است. نکته بعد اینکه با یک استراتژی در بازار حاضر شوید که احتمالاً قرار است تحریم‌ها ادامه یابد و این محاصره تنگ‌تر هم بشود. با این دید به فضا نگاه کنید که دلار مسیر صعودی را دارد و شرکت‌ها و گزینه‌هایی می‌توانند مورد توجه باشند که از این موضوع منفعت بیشتری ببرند.

نوشتن اینکه دلار صعود می‌کند و قدرت خرید کم می‌شود برای همه ما سخت است، فقط نمی‌دانیم برای کسانی که دارند این ماجرا را تماشا می‌کنند چرا این‌قدر آسان است. به هر حال چاره‌ای نداریم که در این فضای اقتصادی برای حفظ ارزش پول تقلا کنیم و از این شاخه به آن شاخه بپریم و به دنبال حفظ آن باشیم. دقت کنید از یک سال قبل تا به امروز، اگر کسی سهام یا طلا داشت، بازدهی‌های ۱۴۰ تا ۱۵۰ درصدی را کسب کرده بود و شاید کمی درد تورم را کمتر احساس می‌کرد، اما آن کسی که پول نقد داشت یا اوراق، تقریباً بازدهی منفی سنگینی را در مقابل تورم از دست داده است...

پس به این نکته توجه داشته باشید که ما از این نقطه به بعد، اگر دو چشم و دو گوش داریم، باید دو تای دیگر هم قرض کنیم! با دقت به بررسی بازار و انتخاب سهم و گزینه بپردازیم. و البته برخی هم تاب‌وتحمل این ریسک‌ها و اتفاقات را نداشته و به نظر بهتر است همین حالا تصمیم بگیرند، بفروشند و با صندوق طلا طی مسیر کنند. در نظر بگیرید که کسانی که طی این مدت این استراتژی را انتخاب کرده‌اند، به‌خصوص در شش ماه گذشته، بازنده‌های بزرگ بازارهای مالی بودند...

قبل از بیان موارد بخش دوم به یک موضوع اشاره کنیم. برخی معتقدند عرضه تابان فردا باعث این افزایش فشار فروش و چالش برای بازار شده است. ببینید، اگر ما در یک استخر کم‌عمق ۱۰ همتی در حجم و ارزش معاملات دست‌وپا می‌زدیم، عرضه تابان فردا را چالش‌برانگیز می‌دانستیم، اما معتقدیم در خاص‌ترین حالت ۳۰ همت تا ۳۵ همت پول برای این عرضه نیاز باشد. ما عدد را کمتر هم می‌بینیم و به نظر این عددی نیست که بخواهد برای بازار و جریان پول فعلی چالش‌برانگیز باشد.

بهتر است در ذهن خود برای دلایل اصلاح و منفی بازار، نقاط منطقی‌تری را دنبال کنید. هرچند وقتی بازار رشد می‌کند، این‌ها بهانه‌هایی برای اصلاح می‌شود. اتفاقاً اگر فضا همچنان بنیادی بماند، بهانه‌های خوبی برای مسیر پیش روست که کمی هم استراحت کند و دوباره حرکت نماید.

اما در بخش دوم به سراغ یکی از پنج عامل بسیار مهم و مؤثر در فرایند بازار می‌رویم و آن هم دلار است؛ اتفاقی که به نظر در کنار کدال و تحولات سیاسی، بازیگر قوی در جریان پول به شمار می‌رود و مسیر بازار را تغییر خواهد داد.

رویداد اثرگذاری افزایش نرخ ارز در بازار همیشه و همواره از قبل بوده و همچنان خواهد بود و همیشه این‌طور نوشتیم که دلار و بازار در فضای اقتصادی کشور، رقص‌های دونفره زیبایی را همواره رقم زدند و اتفاقات خوبی را به وجود آوردند، اما این بار بهتر است فضای فعلی را با دو تفاوت نسبت به قبل بررسی کرد و این موارد را به حساب آورد؛ یک، سیاست دولت...

در دولت‌های قبل، ارز افزایش پیدا می‌کرد و دولت در راستای اقدامات پوپولیستی و البته گسترده و رنگین‌تر کردن سفره رانت‌خواران و واردکنندگان، سرکوب ارزی را ایجاد می‌نمود و اجازه افزایش همراه با بازار را در نرخ ارز صادرکنندگان نمی‌داد. از همین رو فشار روی شرکت‌های بورسی و بازار بیشتر می‌شد و آنها هم چوب و کتک ریسک‌های سیاسی را می‌خوردند و هم چالش نرخ ارز وجود داشت.

در پاییز و زمستان سال قبل، یکی از بزرگ‌ترین تحولات اقتصادی رخ داد و نرخ ارز بازار و حواله به هم نزدیک شد و به نظر این سیاست تا به امروز نیز ادامه داشته و معتقدیم اگر همچنان این سیاست ادامه داشته باشد، جریان افزایش نرخ ارز می‌تواند در فضای فعلی به شرکت‌ها کمک ویژه‌ای داشته باشد و معتقدیم جایی با کاهش ریسک‌ها یا باز شدن درها، یک جهش سودآوری را رقم می‌زند.

این یک بُعد ماجراست. بُعد دوم که کمی با دفعات قبل متفاوت است، داستان محاصره اقتصادی است که اصلاً مگر ارزی می‌تواند از محل صادرات وجود داشته باشد که با نرخ خوب تسعیر شود؟ این تمام ماجرای بازار فعلی است؟!

یعنی ما با نرخ ارزی مواجه می‌شویم که منطقاً و همراه با بازار و همراه با ریسک‌ها افزایش پیدا می‌کند، اما نمی‌تواند به میزان قبل صادرات داشته و فضای بازار را تحت تأثیر افزایش درآمد قرار دهد و از همین روست که بازار طی هفته‌ها و ماه‌های قبل توجه ویژه‌تری به برخی گروه‌ها نظیر بانک و پالایش می‌کرد؛ چرا که از افزایش نرخ ارز رسمی سود می‌برند، اما صادراتی ندارند.

به نظر، در فاز فعلی افزایش نرخ ارز تفاوت‌هایی با دفعات گذشته وجود دارد که همین موضوع دقیقاً مسیر بازار و رفتار بازار را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. این همان چیزی است که باید به آن توجه کرد و آن را به‌طور دقیق و روشن و مشخص بررسی نمود.

افزایش نرخ ارز این بار ممکن است به مانند دفعات قبل اثرات همه‌جانبه و یا به‌شدت مثبت داشته و با چالش‌ها و دست‌اندازهای همراه باشد، اما به یک نقطه و به یک افق فکر کنید؛ نرخ ارز به هر حال در نقطه‌ای در تعادل قرار گیرد و شرایط به شکلی متفاوت در حوزه سیاسی پیش برود و صلح نسبی برقرار شود، محاصره برداشته شده و شرایط تغییر کند. به نظر، در آن مقطع می‌توان گفت اسب بازار سرمایه چهار نعل‌تر از سایر بازارها پیش خواهد رفت.

واقعاً اگر کسی به این سناریو اعتقاد دارد، اصلاح و اتفاقات فعلی فرصت خوبی برای روزهای پیش روست.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید