ریشه‌های ترس

تصویر ریشه‌های ترس

بازار حال خوبی ندارد و بازار امروز تقریباً نیمه تعطیل بود. امروز پر بود از ترس‌هایی که بازار با آنها مواجه است. البته با فشار آبشاری دیروز، انتظار می‌رفت که بازار امروز هم اینطور باشد، ولی نه به این شدت. بازار امروز به وضوح از یک حس ترس و درماندگی از شرایط فعلی رنج می‌برد و اثر آن را روی تابلو دیدیم.

به گزارش آوای آگاه؛ سومین روز معاملاتی هفته با کاهش 105هزار واحدی شاخص کل و قرار گرفتن در ارتفاع 4 میلیون و 68هزار واحد به پایان رسید. شاخص هموزن هم با کاهش 18528 واحدی به کارش خاتمه داد.

فملی، فارس و فولاد از جمله نمادها با بیشترین تأثیر منفی بر شاخص کل بورس بودند.

در پایان بازار امروز، شاخص فرابورس تحت تأثیر منفی نمادهای آریا، کگهر و بپاس با کاهش 547 واحدی همراه شد و در ارتفاع 30هزار و 84 واحد ایستاد. امروز، تراز نقدینگی حقیقی‌ها منفی بود و حدود 2385 میلیارد تومان پول از بازار خارج کردند.

photo_2026-02-09_13-39-26.jpg

ترین‌های معاملات بورس

صنایع شیمیایی، فلزات اساسی و بانک‌ها، سه گروه با بیشترین ارزش معاملات و سه صنعت بانکی، فلزات اساسی و چند رشته صنعتی میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. طی روز جاری، نمادهای وبملت، شستا و ذوب بیشترین حجم معامله را داشتند.

ورود و خروج پول حقیقی

امروز، صنایع چرم، فعالیت مهندسی و تولید محصولات کامپیوتری، صنایع همراه با ورود نقدینگی از سوی حقیقی‌ها بودند و در مقابل، شیمیایی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و فلزات اساسی بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای فزر، حفارس و سجام بیشترین استقبال را از سوی حقیقی‌ها داشتند و فملی، شپدیس و وبملت بیشترین حمایت حقوقی‌ها را تجربه کردند.

و اما بازار امروز

بازار حال خوبی ندارد و بازار امروز تقریباً نیمه تعطیل بود. امروز پر بود از ترس‌هایی که بازار با آنها مواجه است. البته با فشار آبشاری دیروز، انتظار می‌رفت که بازار امروز هم اینطور باشد، ولی نه به این شدت. بازار امروز به وضوح از یک حس ترس و درماندگی از شرایط فعلی رنج می‌برد و اثر آن را روی تابلو دیدیم. بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که در سردرگمی دوباره خبرهای مثبت و منفی قرار گرفته بود. البته با رنج‌کشی دیروز طبیعی بود که بازار امروز آغاز منفی داشته باشد و صندوق‌های حمایتی هم ترجیح دادند تماشاچی بازار باشند. بازار امروز به وضوح تحت تأثیر دو جریان خبری قرار داشت و این دو جریان بودند که تا حدودی مسیر بازار را روشن می‌کردند؛ جریان اول، اخبار منفی‌ بود که منتشر شد. سفر نتانیاهو به واشنگتن، پرواز جنگنده‌ها و هواپیماها، گسیل تجهیزات به خاورمیانه و اولتیماتوم آمریکا به ایران برای تعیین تکلیف مذاکرات پیش رو، مهم‌ترین اخبار اخیر بودند. البته در مقابل این خبرها، یک خبر دیگر هم وجود داشت که اندک امیدواری به آن دارند و آن هم حضور لاریجانی در عمان است و گویا پیامی به همراه دارد. البته خبر دیگری هم وجود داشت که فعلاً از آن اثر آن می‌گذریم و آن هم خبر برگشت به سیاست‌های عجیب گذشته و گذاشتن دامنه نوسان روی دلار بود که ترس بازار را افزایش داد، اما در مجموع، فعلاً تمام نگاه بازار در این بزنگاه حساس سیاسی به خبرهای سیاسی و مواردی شبیه آن گره خورده است.

نبض بازار با نبض تحولات و اتفاقات سیاسی می‌زند؛ جایی که فضای خبرها در روز گذشته تند شد و بازار هم واکنش جدی نشان داد. اما یک نکته را بیان کنیم که شاید راهنمای ما در این چند روز باشد. به نظر بهتر است به نرخ دلار به‌عنوان یک دماسنج قوی‌تر نگاه کنیم و معمولاً خبرهای این نرخ، قوی‌تر است. دیروز رنج می‌کشیدند؛ چون از خبر لاریجانی خبردار بودند و امروز هم رنج مثبت بود و باید دید چه می‌شود، ولی در هر صورت چشم‌ها به عمان است و ترس از تعطیلات که بازار از آن فرار می‌کند. فضای فعلی بازار دقیقاً یک شرایط مبهم و غبارآلود است که از آن می‌ترسیدیم و نه خیلی به جنگ وزن می‌دهد و نه مذاکره را جدی می‌داند و هر روز سعی می‌کند با اخبار روزانه سوار این کشتی شده و بر تلاطم‌های بازار سواری بگیرد، اما به‌طور کلی می‌توان اذعان داشت که وزن مذاکرات با توجه به اخبار و اتفاقات کمی بیشتر شده و احتمالاً رگه‌های این موضوع را در روزهای آتی باید لابه‌لای اخبار مشاهده کنیم و شاید دو خبر زمان قطعی دور بعد مذاکرات و حضور لاریجانی بتواند پالس متفاوتی برای بازار باشد. البته بازار امروز از خبر لاریجانی استقبال نکرد؛ مگر ترامپ با توییت‌های مصاحبه‌های هواپیمایی، مسیر بازار را روشن کند. این روزها، همه با اعصابی پولادین و هاج و واج مشغول خواندن و دیدن اخبار هستند و شاید منطقی‌ترین اقدام، حفظ ترکیب 70درصد سهام و 30درصد صندوق‌های طلا و ملاک قرار دادن خط‌کش ارزندگی و توجه به این موضوع باشد تا کمی شما را از سردرگمی و از این شاخه به آن شاخه پریدن با اخبار دور کند. می‌دانیم خیلی سخت است در این جو تصمیم گرفت، ولی بازاری که این‌چنین نگاه می‌کند، یا نباید در دلش بود و تماشاچی آن شد و یا باید فراز و فرودهایش را به جان خرید.

در بخش دوم امروز به صحبتی می‌پردازیم که مدت‌ها قبل و حتی همین چند روز پیش هم در مورد آن صحبت کردیم و البته مورد سؤال بسیاری از عزیزان واقع شد. اشاره کردیم به اینکه بعد از اعتراضات اخیر از دو چیز می‌ترسیم؛ اتفاق اول، دخالت نظامی در کشور بود که سایه آن را این روزها روی سر بازار و کشور می‌بینیم و اتفاق دوم که معتقد بودیم حتی اگر اولی هم سپری شود، دومی باقی می‌ماند، اتخاذ تصمیمات غیرمنطقی و غیراقتصادی از سوی دولت است. کشور گران اداره خواهد شد و این گران اداره شدن به پای ما بورسی‌ها نیز نوشته می‌شود. اخبار و اتفاقاتی به گوش می‌رسد که انگار دوباره در حال تکرار آن دور باطل گذشته هستیم. در این شکی نیست که اقتصاد، مشکل اصلی کشور است و هر کسی هم غیر از این فکر می‌کند، خود را به کوچه علی چپ زده و بر هیچ شخصی پوشیده نیست که تحریم، منشأ تمام این مشکلات بوده و این تحولات و اتفاقات را برای اقتصاد رقم زده است. حالا ما با دولتی مواجه هستیم که در این فضا قرار گرفته و باید تصمیمات اقتصادی را طوری بگیرد که آثار آن در کوتاه‌مدت برای مردم ملموس شود. به خبرهای این چند روز اخیر نگاه کنید. اولین خبر، موضوع محدود کردن دامنه نوسان دلار سامانه ارز مبادله‌ای است. دامنه نوسان این ارز پیش از این 5درصد بوده و حالا 2درصد شده است؛ یعنی تقریباً روزی نزدیک به 3000 تومان. قطعاً نوسان نرخ در این محدوده هم رویداد خاصی است و شاید به سیاست‌گذار حق بدهیم که در این شرایط، این سیاست را اعمال کند، اما از گارد و نتیجه این ماجرا می‌ترسیم. بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند اختلاف 12 تا 15درصدی بین نرخ ارز حواله و نرخ اسکناس منطقی و طبیعی است. همین موضوع نیز تا حدودی در حال رعایت شدن است، اما ترس ما از این است که این فضای سیاسی، دوباره حاکمیت را مجبور به اخذ تصمیمات سرکوبگرانه قیمتی کرده و دوباره بازی به شکل دیگری آغاز و دوباره اختلاف بین ارز اسکناس و حواله و ماجراهای قدیمی تکرار شود و حرکت به این سمت دقیقاً یکی از همان ترکش‌های گران اداره شدن کشور و اخذ تصمیمات غیرمنطقی است.

به افزایش دو برابری عیدی نگاه کنید، یا به سرکوب قیمت خودرو و جلوگیری از افزایش آن و یا دستور کنترل 100 کالای مؤثر در کشور و یا مواردی از این دست که همه و همه نشان می‌دهد کله‌ها دوباره به تنظیم کارخانه برگشته و مغزهای زنگ‌زده کمونیستی فعال شده‌اند. بهتر است کسانی که این تفکرات اقتصادی دستوری را دارند، همین حالا نگاهی به کوبا انداخته و وضعیت را بسنجند. حرف ما این است که امیدواریم منطق و عقلانیت جای تصمیمات فعلی را بگیرد. هیچ شخصی از ثبات اقتصادی ناراحت نیست و عیدی به‌جای 10 میلیون باید 20 میلیون باشد، هیچ شخصی از پرداخت اضافه به مردم و یا ثبات قیمت‌ها نگران نمی‌شود و کنترل تورم و کاهش نرخ تورم و به‌تبع آن نرخ سود بیش از همیشه به نفع بورسی‌هاست. پس چرا این حرف‌ها را می‌زنیم؟ ما با دولتی طرف هستیم که به‌جای اینکه اصلاح را از خود آغاز کند، کار را راحت کرده و به سراغ باقی بخش‌های اقتصادی می‌رود. کافی است کمی به بودجه نگاه کنید؛ ردیف‌ها و هزینه‌های سنگینی در دل آن وجود دارد که می‌توانست حذف شود و به مردم و یا معیشت مردم پرداخته شود، اما دولت حاضر نیست از آن بگذرد. آنچه اقتصاد با آن مواجه است، نتیجه سال‌ها ناکارآمدی در سیاست‌گذاری‌هاست و هر زمان اقتصاد سرکوب و از منطق درست تصمیم‌گیری دوری شود، دیر یا زود نتیجه آن را مشاهده خواهیم کرد و این دقیقاً نتیجه همان رویداد است. امروز، حرف زیادی برای گفتن نیست و همه چیز روشن است و فردا هم با توجه به تعطیلی و تهدیدهای پیش رو بعید است حال بازار مساعد باشد؛ مگر اینکه یک خبر، توییت و اتفاق، شرایط را تغییر دهد.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید